ای با من و پنهان چو دل، از دل سلامت میکنم
تو کعبهای هر جا روم، قصد مقامت میکنم
هرجا که هستی حاضری، از دور در ما ناظری
شب خانه روشن میشود، چون یاد نامت میکنم
گه همچو باز آشنا، بر دست تو پر میزنم
گه چون کبوتر پرزنان، آهنگ بامت میکنم
ای آفتاب از دور تو، بر ما فرستی نور تو
ای جان هر مهجور تو، جان را غلامت می کنم
— مولانا