خردمندی نیابی شادمانه

2008

December
October 22
August 20
July 9
June 2
May 9
April 20
March 1
January

2007

December
November
September
August
July
June
May
April
March
February
January
“مرا پرسی که چونی؟ بین که چون‌ام خراب‌ام، بی‌خودم، مست...”
— مولانا
Sep 24th
“يادت از دل كِی می‌رود كِی نغمه از نِی می‌رود ديده از دو...”
— آئینه (محمد عبدالحسنی) /...
Sep 23rd

شاید یه فرصت دیگه

پیش خودم دل بستم‌و به‌اش نگفتم حرفم‌و حتی نگاه عاشق‌اش باز نشکست طلسم‌مو خواستم بگم هرچی که هست...
Sep 22nd
“چه شود گر ز ملاقات دوایی سازی خسته‌ای را که دل و دیده به...”
— مولانا، ادامه‌ی این‌جا...
Sep 19th
“اشکی که چشم افروختی، صبری که خرمن سوختی عقلی که راه...”
— مولانا
Sep 17th
“خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید خواب من زهر فراق تو...”
— مولانا
Sep 17th

تو چو سُرنای ِ منی، بی‌ لب ِ من ناله...

سخن رنج مگو، جز سخن گنج مگو ور از اين بی‌خبری، رنج مَبَر، هيچ مگو دوش ديوانه شدم، عشق مرا ديد و...
Sep 16th
“بنگر به قطره خون که دلش لقب نهادی که بگشت گرد عالم نه ز راه...”
— مولانا؛ غزل کامل
Sep 14th

سوگواران ِ خموش

سوگواران تو امروز خموشند همه که دهان‌های وقاحت به خروشند همه گر خموشانه به سوگ تو نشستند رواست...
Sep 12th

‌ای دل همین‌جا لنگ شو

نبود چنین مه در جهان، ‌ای دل همین‌جا لنگ شو / از جنگ می‌ترسانی‌ام؟ گر جنگ شد، گو جنگ شو در عشق...
Sep 11th
“گاهی غریبه‌ای که به سختی به دل نشست، وقتی که قلب خون شده...”
— افشین یدالهی، با صدای عصار...
Sep 10th
“اگر خواهی مرا، مِی در هوا کُن وگر سیری ز من، رفتم، رها کن ...”
— مولانا، غزلیاتِ شمس
Sep 4th

بپالا، بیَفشار، ولی دست میالا

گر افلاک نباشد، به خدا باک نباشد دل غم‌ناک نباشد، مکن بانگ و علالا فرو پوش، فرو پوش، نه بخروش، نه...
Aug 31st