خردمندی نیابی شادمانه

2008

December
October 22
August 20
July 9
June 2
May 9
April 20
March 1
January

2007

December
November
September
August
July
June
May
April
March
February
January
“ای با من و پنهان چو دل، از دل سلامت می‌کنم تو کعبه‌ای هر جا...”
— مولانا
Nov 21st
“چند می‌گویی سخن از درد و رنج دیگران خویش را اول مداوا کن؛...”
— میرزا حبیب خراسانی
Nov 17th
“من و تو بی​ من و تو جمع شویم از سر ذوق خوش و فارغ ز خرافات...”
— مولانا
Nov 16th
“معذوری اگر یاد همی نایدت از ما زیرا که نداری خبر از درد...”
— سنایی
Nov 14th
“الا ای باد شبگیری بگوی آن ماه مجلس را تو آزادی و خلقی در...”
— سعدی / خیلی خوب خوانده؛ شجریان...
Nov 13th
“دمی با هم‌دمی خرم ز جانم بر نمی‌آید دمم با جان برآید چون که...”
— سعدی / بشنوید
Nov 12th
“عقل بازاری بدید و تاجری آغاز کرد عشق دیده زان سویِ بازار او...”
— مولانا
Nov 11th
“با سگان گشتن مرا هر شب به روز بر سر کویت تماشایی خوش است”
— عراقی
Nov 11th
“جام می و خونِ دل هریک به کسی دادند در دایره‌ی قسمت، اوضاع...”
— حافظ
Nov 10th
“پر کن ز می پیشین بنشین بر من بنشین بنشین که چنین وقتی در...”
— مولانا
Nov 9th
“فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ...”
— حافظ، چند سال پیش دست جمعی...
Nov 9th
“مرا گوید مرو هر سو، تو استادی بیا این سو که من آن سوی بی‌سو...”
— مولانا
Nov 8th
“دلا بباز جان را، بر او چه می‌لرزی؟ بر او ملرز فدا کن چه شد...”
— مولانا
Nov 7th
“پیشِ نماز بگذرد سروِ روان ُو گویدم: قبله‌ی اهل دل منم، سهو...”
— سعدی / شجریان
Nov 6th

هرآن‌چه هستی بازآ

این درگه ما درگه نومیدی نیست صد بار اگر توبه شکستی بازآ ابوسعید ابوالخیر + مرتبط: مولانا
Nov 6th
“جاوید شبی باید و خوش مهتابی تا با تو غمی بگویم از هر بابی”
— مولانا
Nov 6th
“علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد مگر لیلی کند درمان غمِ...”
— سعدی
Nov 5th
“مرا دشمن چه می‌داری؟ که نیک‌ات دوست‌ می‌دارم مرا چون یار...”
— عراقی
Nov 5th

پا وامکش از کارِ ما

در گل بمانده پای دل، جان می‌دهم چه جای دل وز آتش سودای دل، ای وای دل ای وای ما مولانا / سراج و...
Nov 4th
“نیست مرا کار و دکان، هستم بی‌کار جهان زانکه ندانم جزِ تو...”
— مولانا
Nov 3rd
“گر بگویم که مرا با تو سروکاری نیست در و دیوار گواهی بدهد...”
— کاریِ دوّم: کاری / که آری ...
Nov 3rd
“هر چند به بر گیری، او را نبود سیری دانی به چه بنشیند؟ این...”
— مولانا
Nov 2nd

چرخ پنداری نمی‌داند که مهمانم تویی؟

آن که می‌جوید به هر شامی سر زلفت منم وان که می‌خواهد به هر صبحی پریشانم تویی آن که آسان می‌سپارد جان...
Nov 1st
“آفرین عشق که در کشور دل فاتح گشت تاخت در هردو جهان همت...”
— مرحوم مهدی الهی‌ قمشه‌ای
Nov 1st