November 2008
24 posts
“ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می‌کنم تو کعبه‌ای هر جا روم قصد مقامت...”
– مولانا
Nov 21st
“چند می‌گویی سخن از درد و رنج دیگران؟ خویش را اول مداوا کن کمال این ست و بس ...”
– میرزا حبیب خراسانی
Nov 17th
2 tags
“من و تو بی​ من و تو جمع شویم از سر ذوق خوش و فارغ ز خرافات پریشان من و تو”
– مولانا
Nov 16th
“معذوری اگر یاد همی نایدت از ما زیرا که نداری خبر از درد جدایی”
– سنایی
Nov 14th
2 tags
“الا ای باد شبگیری بگوی آن ماه مجلس را تو آزادی و خلقی در غم رویت گرفتاران”
– سعدی / خیلی خوب خوانده؛ شجریان در سرودِ مهر
Nov 13th
“دمی با هم‌دمی خرم ز جانم بر نمی‌آید دمم با جان برآید چون که یک هم‌دم نمی‌بینم”
– سعدی / بشنوید
Nov 12th
“عقل بازاری بدید و تاجری آغاز کرد عشق دیده زان سویِ بازار او بازارها”
– مولانا
Nov 11th
“با سگان گشتن مرا هر شب به روز بر سر کویت تماشایی خوش است”
– عراقی
Nov 11th
“جام می و خونِ دل هریک به کسی دادند در دایره‌ی قسمت، اوضاع چنین باشد”
– حافظ
Nov 10th
“پر کن ز می پیشین بنشین بر من بنشین بنشین که چنین وقتی در خواب همی‌جستم خواهم...”
– مولانا
Nov 9th
“فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دستاویز”
– حافظ، چند سال پیش دست جمعی رفته بودیم …
Nov 9th
3 tags
“مرا گوید مرو هر سو، تو استادی بیا این سو که من آن سوی بی‌سو را نمی‌دانم...”
– مولانا
Nov 8th
4 tags
“دلا بباز جان را، بر او چه می‌لرزی؟ بر او ملرز فدا کن چه شد خدایِ تو نیست؟ ...”
– مولانا
Nov 7th
2 tags
“پیشِ نماز بگذرد سروِ روان ُو گویدم: قبله‌ی اهل دل منم، سهو نماز می‌کنی”
– سعدی / شجریان
Nov 6th
4 tags
هرآن‌چه هستی بازآ
این درگه ما درگه نومیدی نیست صد بار اگر توبه شکستی بازآ ابوسعید ابوالخیر + مرتبط: مولانا
Nov 6th
3 tags
“جاوید شبی باید و خوش مهتابی تا با تو غمی بگویم از هر بابی”
– مولانا
Nov 6th
2 tags
“علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد مگر لیلی کند درمان غمِ مجنونِ شیدا را”
– سعدی
Nov 5th
2 tags
“مرا دشمن چه می‌داری؟ که نیک‌ات دوست‌ می‌دارم مرا چون یار می‌دانی، چرا اغیار...”
– عراقی
Nov 5th
6 tags
پا وامکش از کارِ ما
در گل بمانده پای دل، جان می‌دهم چه جای دل وز آتش سودای دل، ای وای دل ای وای ما مولانا / سراج و شجریان هم خوانده‌اند
Nov 4th
3 tags
“نیست مرا کار و دکان، هستم بی‌کار جهان زانکه ندانم جزِ تو کار‌گزاری صنما جسم...”
– مولانا
Nov 3rd
2 tags
“گر بگویم که مرا با تو سروکاری نیست در و دیوار گواهی بدهد کاری هست”
– کاریِ دوّم: کاری / که آری سعدی
Nov 3rd
3 tags
“هر چند به بر گیری، او را نبود سیری دانی به چه بنشیند؟ این بار به آمیزش کاری...”
– مولانا
Nov 2nd
3 tags
چرخ پنداری نمی‌داند که مهمانم تویی؟
آن که می‌جوید به هر شامی سر زلفت منم وان که می‌خواهد به هر صبحی پریشانم تویی آن که آسان می‌سپارد جان به دیدارت منم آن که مشکل می‌پسندد کار آسانم تویی آن که می‌گرید به یاد لعل خندانت منم آن که می‌خندد به کار چشم گریانم تویی فروغیِ بسطامی
Nov 1st
3 tags
“آفرین عشق که در کشور دل فاتح گشت تاخت در هردو جهان همت شاهانه‌ی ما”
– مرحوم مهدی الهی‌ قمشه‌ای
Nov 1st
October 2008
22 posts
4 tags
“پی خون‌ریزی عشاق نکوشی؟ کوشی سپه غم‌زه خون‌خوار نداری؟ داری جام می از کف...”
– فروغیِ بسطامی
Oct 31st
3 tags
“بر در می‌خانه رفتن کار یک‌رنگان بود خودفروشان را به کوی می‌فروشان راه نیست ...”
– حافظ
Oct 31st
3 tags
“بشكست اگر دل من به‌فدای چشم مستت سر خمّ می سلامت شكند اگر سبویی”
– فصیح‌الزمان شیرازی (رضوانی)
Oct 30th
4 tags
“گفتم این بنده نه در عشق گرو کرد دلی؟ گفت دل‌بر که بلی کرد ولی زود نکرد گرچه آن...”
– مولانا
Oct 30th
3 tags
“به خنده گفت که حافظ غلام طبع توام ببین که تا به چه حدم همی‌کند تحمیق”
– همه‌ می‌گن
Oct 29th
3 tags
“گرچه می‌گفت که زارت بکشم می‌دیدم که نهانش نظری با من دل‌سوخته بود گفت و خوش...”
– من
Oct 29th
3 tags
“در بهار جلوه‌ی تو ای خوشا شیدا شدن‌ها گم شدن در خویش و آن‌گه پیش تو پیدا شدن‌ها”
– ساعد باقری
Oct 28th
2 tags
“زاهد بودم، ترانه‌گویم کردی سر فتنه‌ی بزم و باده‌جویم کردی سجاده‌نشین با وقارم...”
– مولانا
Oct 28th
3 tags
بگزین رَه ِ سلامت
از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی بگزین ره سلامت، ترک ره بلا کن ماییم و آب ِ دیده، در کنج غم خزیده بر آب دیده‌ی ما، صد جای آسیا کن مولانا، من و شاید چند نفر دیگر
Oct 27th
4 tags
“دل بنهند برکنی، توبه کنند بشکنی این همه خود تو می‌کنی، بی‌تو به سر نمی‌شود”
– مولانا
Oct 26th
2 tags
“در ظلمات ِ ابتلا، صبر کن و مَکن ابا کب حیات خضر را، در ظلمات می‌رسد”
– مولانا
Oct 26th
3 tags
“خوش خرامان می‌روی، چشم بد از روی تو دور دارم اندر سر خیال آن که در پا می‌رمت”
– حافظ
Oct 25th
3 tags
پیر ِ مناجات
نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم به کسم مکن حواله که بجز تو کس ندارم چه کمی درآید آخر به شراب‌خانه تو اگر از شراب وصلت ببری ز سر خمارم چو نِیَم سزای شادی ز خودم مدار بی‌غم که در این میان همیشه غم توست غم‌گسارم مولانا
Oct 24th
2 tags
“بجَهَد ز مهر ساقی چو من از خُمار گویم”
– مولانا
Oct 24th
2 tags
“ادب‌گاه محبت ناز شوخی بر نمی‌تابد چو شبنم سر به مهر اشک، می‌بالد نگاه آنجا به...”
– بیدل
Oct 22nd
3 tags
“یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود یاد باد آن...”
– حافظ
Oct 21st
3 tags
آذرستون
تبم ترسم که پيراهن بسوزه ز هرم آه مو آهن بسوزه مرا فردوس می‌شايد که ترسم دل دوزخ به حال مو بسوزه قیصر امین‌پور / باغ ارغوان، سراج
Oct 21st
2 tags
“باری که حمل‌اش ناید ز گردون، جز ما ضعیفان، حامل ندارد چون ما نباشیم مجنون که...”
– صغیر اصفهانی، سراج، رویای وصل
Oct 17th
6 tags
نغمه‌ی مِهر
خاک بودم، آب گشتم، گِل شدم / عالمی گُل کردم آخِر دل شدم غیرت حُزن اقتضای شرم داشت / لیلی بی‌پرده‌ی مَحمِل شدم نغمه ها دارد مقامات ظهور /  او غنا ورزید و من سائل شدم هم‌چو اشکم لغزشی آمد به پیش / گام اول مَحرم منزل شدم بیدل دهلوی؛ به روایت سید حسن حسینی / به روایت سراج، بوی بهشت، نغمه‌ی مهر
Oct 16th
2 tags
“رستنی‌ها کم نیست، من و تو کم بودیم، خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم من و...”
– نجوا، فرهاد، خواب در بیداری
Oct 14th
4 tags
“گهی به سینه درآیی، گهی به هجر گرایی در آن دلی که گزیدی، خیال‌وار دویدی بگفتی و...”
– مولانا
Oct 6th
2 tags
“چشم تو سیاه دل من سنگین من و تو باید از هم ببریم زان پیش که صبح برسد از راه...”
– جدایی، ماری کالریج، مجموعه اشعار / Mary Coleridge (1861-1907)
Oct 2nd
September 2008
12 posts
4 tags
“مرا پرسی که چونی؟ بین که چون‌ام خراب‌ام، بی‌خودم، مست جنون‌ام”
– مولانا
Sep 24th
“يادت از دل كِی می‌رود كِی نغمه از نِی می‌رود ديده از دو عالم، به يادت بستم...”
– آئینه (محمد عبدالحسنی) / دوست‌دار شنیدن‌اش هم اگر باشی، در آلبوم «آئینه و آه» سراج پیدا می‌شود
Sep 23rd
شاید یه فرصت دیگه
پیش خودم دل بستم‌و به‌اش نگفتم حرفم‌و حتی نگاه عاشق‌اش باز نشکست طلسم‌مو خواستم بگم هرچی که هست مُهر سکوت‌ام نشکست بغضی گلومو باز گرفت من کم شدم اون ننشست راست‌اش زبونم بند اومد بختك رو واژه سايه كرد رفت و خلا منو گرفت من موندم و سکوت درد هرچی تو فکرم بود، نبود خالی شدم از کلمه خواستم که راحت‌ام کنه خسته شدم یه عالمه شاید یه جا یه فرصتی لحظه مجال‌مون بده گفتنی رو باید بگم گریه اگه امون بده ...
Sep 22nd
“چه شود گر ز ملاقات دوایی سازی خسته‌ای را که دل و دیده به دست تو سپرد ...”
– مولانا، ادامه‌ی این‌جا / این‌روزها بیت‌ْبیت ِ این غزل را زندگی می‌کنم
Sep 19th