November 2008
24 posts
ای با من و پنهان چو دل
از دل سلامت میکنم
تو کعبهای
هر جا روم قصد مقامت...
– مولانا
چند میگویی سخن از درد و رنج دیگران؟
خویش را اول مداوا کن
کمال این ست و بس
...
– میرزا حبیب خراسانی
2 tags
من و تو بی من و تو جمع شویم از سر ذوق
خوش و فارغ ز خرافات پریشان من و تو
– مولانا
معذوری اگر یاد همی نایدت از ما
زیرا که نداری خبر از درد جدایی
– سنایی
2 tags
الا ای باد شبگیری بگوی آن ماه مجلس را
تو آزادی و خلقی در غم رویت گرفتاران
– سعدی / خیلی خوب خوانده؛ شجریان در سرودِ مهر
دمی با همدمی خرم ز جانم بر نمیآید
دمم با جان برآید چون که یک همدم نمیبینم
– سعدی / بشنوید
عقل بازاری بدید و تاجری آغاز کرد
عشق دیده زان سویِ بازار او بازارها
– مولانا
با سگان گشتن مرا هر شب به روز
بر سر کویت تماشایی خوش است
– عراقی
جام می و خونِ دل هریک به کسی دادند
در دایرهی قسمت، اوضاع چنین باشد
– حافظ
پر کن ز می پیشین بنشین بر من بنشین
بنشین که چنین وقتی در خواب همیجستم
خواهم...
– مولانا
فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی
که جز ولای توام نیست هیچ دستاویز
– حافظ، چند سال پیش دست جمعی رفته بودیم …
3 tags
مرا گوید مرو هر سو، تو استادی بیا این سو
که من آن سوی بیسو را نمیدانم...
– مولانا
4 tags
دلا بباز جان را، بر او چه میلرزی؟
بر او ملرز فدا کن چه شد خدایِ تو نیست؟
...
– مولانا
2 tags
پیشِ نماز بگذرد سروِ روان ُو گویدم:
قبلهی اهل دل منم، سهو نماز میکنی
– سعدی / شجریان
4 tags
هرآنچه هستی بازآ
این درگه ما درگه نومیدی نیست
صد بار اگر توبه شکستی بازآ
ابوسعید ابوالخیر
+ مرتبط: مولانا
3 tags
جاوید شبی باید و خوش مهتابی
تا با تو غمی بگویم از هر بابی
– مولانا
2 tags
علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد
مگر لیلی کند درمان غمِ مجنونِ شیدا را
– سعدی
2 tags
مرا دشمن چه میداری؟ که نیکات دوست میدارم
مرا چون یار میدانی، چرا اغیار...
– عراقی
6 tags
پا وامکش از کارِ ما
در گل بمانده پای دل، جان میدهم چه جای دل
وز آتش سودای دل، ای وای دل ای وای ما
مولانا / سراج و شجریان هم خواندهاند
3 tags
نیست مرا کار و دکان، هستم بیکار جهان
زانکه ندانم جزِ تو کارگزاری صنما
جسم...
– مولانا
2 tags
گر بگویم که مرا با تو سروکاری نیست
در و دیوار گواهی بدهد کاری هست
– کاریِ دوّم: کاری / که آری
سعدی
3 tags
هر چند به بر گیری، او را نبود سیری
دانی به چه بنشیند؟ این بار به آمیزش
کاری...
– مولانا
3 tags
چرخ پنداری نمیداند که مهمانم تویی؟
آن که میجوید به هر شامی سر زلفت منم وان که میخواهد به هر صبحی پریشانم تویی آن که آسان میسپارد جان به دیدارت منم آن که مشکل میپسندد کار آسانم تویی آن که میگرید به یاد لعل خندانت منم آن که میخندد به کار چشم گریانم تویی
فروغیِ بسطامی
3 tags
آفرین عشق که در کشور دل فاتح گشت
تاخت در هردو جهان همت شاهانهی ما
– مرحوم مهدی الهی قمشهای
October 2008
22 posts
4 tags
پی خونریزی عشاق نکوشی؟ کوشی
سپه غمزه خونخوار نداری؟ داری
جام می از کف...
– فروغیِ بسطامی
3 tags
بر در میخانه رفتن کار یکرنگان بود
خودفروشان را به کوی میفروشان راه نیست
...
– حافظ
3 tags
بشكست اگر دل من بهفدای چشم مستت
سر خمّ می سلامت شكند اگر سبویی
– فصیحالزمان شیرازی (رضوانی)
4 tags
گفتم این بنده نه در عشق گرو کرد دلی؟
گفت دلبر که بلی کرد ولی زود نکرد
گرچه آن...
– مولانا
3 tags
به خنده گفت که حافظ غلام طبع توام
ببین که تا به چه حدم همیکند تحمیق
– همه میگن
3 tags
گرچه میگفت که زارت بکشم میدیدم
که نهانش نظری با من دلسوخته بود
گفت و خوش...
– من
3 tags
در بهار جلوهی تو ای خوشا شیدا شدنها
گم شدن در خویش و آنگه پیش تو پیدا شدنها
– ساعد باقری
2 tags
زاهد بودم، ترانهگویم کردی
سر فتنهی بزم و بادهجویم کردی
سجادهنشین با وقارم...
– مولانا
3 tags
بگزین رَه ِ سلامت
از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی
بگزین ره سلامت، ترک ره بلا کن
ماییم و آب ِ دیده، در کنج غم خزیده
بر آب دیدهی ما، صد جای آسیا کن
مولانا، من و شاید چند نفر دیگر
4 tags
دل بنهند برکنی، توبه کنند بشکنی
این همه خود تو میکنی، بیتو به سر نمیشود
– مولانا
2 tags
در ظلمات ِ ابتلا، صبر کن و مَکن ابا
کب حیات خضر را، در ظلمات میرسد
– مولانا
3 tags
خوش خرامان میروی، چشم بد از روی تو دور
دارم اندر سر خیال آن که در پا میرمت
– حافظ
3 tags
پیر ِ مناجات
نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم
به کسم مکن حواله که بجز تو کس ندارم
چه کمی درآید آخر به شرابخانه تو
اگر از شراب وصلت ببری ز سر خمارم
چو نِیَم سزای شادی ز خودم مدار بیغم
که در این میان همیشه غم توست غمگسارم
مولانا
2 tags
بجَهَد ز مهر ساقی چو من از خُمار گویم
– مولانا
2 tags
ادبگاه محبت ناز شوخی بر نمیتابد
چو شبنم سر به مهر اشک، میبالد نگاه آنجا
به...
– بیدل
3 tags
یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود
رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود
یاد باد آن...
– حافظ
3 tags
آذرستون
تبم ترسم که پيراهن بسوزه ز هرم آه مو آهن بسوزه مرا فردوس میشايد که ترسم دل دوزخ به حال مو بسوزه
قیصر امینپور / باغ ارغوان، سراج
2 tags
باری که حملاش ناید ز گردون، جز ما ضعیفان، حامل ندارد
چون ما نباشیم مجنون که...
– صغیر اصفهانی، سراج، رویای وصل
6 tags
نغمهی مِهر
خاک بودم، آب گشتم، گِل شدم / عالمی گُل کردم آخِر دل شدم
غیرت حُزن اقتضای شرم داشت / لیلی بیپردهی مَحمِل شدم
نغمه ها دارد مقامات ظهور / او غنا ورزید و من سائل شدم
همچو اشکم لغزشی آمد به پیش / گام اول مَحرم منزل شدم
بیدل دهلوی؛ به روایت سید حسن حسینی / به روایت سراج، بوی بهشت، نغمهی مهر
2 tags
رستنیها کم نیست،
من و تو کم بودیم،
خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم
من و...
– نجوا، فرهاد، خواب در بیداری
4 tags
گهی به سینه درآیی، گهی به هجر گرایی
در آن دلی که گزیدی، خیالوار دویدی
بگفتی و...
– مولانا
2 tags
چشم تو سیاه
دل من سنگین
من و تو باید از هم ببریم
زان پیش که صبح برسد از راه...
– جدایی، ماری کالریج، مجموعه اشعار / Mary Coleridge (1861-1907)
September 2008
12 posts
4 tags
مرا پرسی که چونی؟ بین که چونام
خرابام، بیخودم، مست جنونام
– مولانا
يادت از دل كِی میرود
كِی نغمه از نِی میرود
ديده از دو عالم، به يادت بستم...
– آئینه (محمد عبدالحسنی) / دوستدار شنیدناش هم اگر باشی، در آلبوم «آئینه و آه» سراج پیدا میشود
شاید یه فرصت دیگه
پیش خودم دل بستمو بهاش نگفتم حرفمو
حتی نگاه عاشقاش باز نشکست طلسممو
خواستم بگم هرچی که هست مُهر سکوتام نشکست بغضی گلومو باز گرفت من کم شدم اون ننشست راستاش زبونم بند اومد بختك رو واژه سايه كرد رفت و خلا منو گرفت من موندم و سکوت درد هرچی تو فکرم بود، نبود خالی شدم از کلمه خواستم که راحتام کنه خسته شدم یه عالمه
شاید یه جا یه فرصتی لحظه مجالمون بده گفتنی رو باید بگم گریه اگه امون بده
...
چه شود گر ز ملاقات دوایی سازی
خستهای را که دل و دیده به دست تو سپرد
...
– مولانا، ادامهی اینجا / اینروزها بیتْبیت ِ این غزل را زندگی میکنم